سلام
امروز تولد وینی
وینی جون تولدن مبارک امیدوارم تو دیگه از گروه جدا نشی
فعلا حال عکس گذاشتن ندارم دفعه بعد یا تو همین پست یا پست بعدی ازش عکس میذارم
راستی بروبچه هایی که کریس و آس فایو رو دوست داره به این آدرس برن و به کریس پی ام بدن
اینم سایت>>>>>>>>>>>>>>>>CHRIS WATRIN
فعلا بابای
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 18:29  توسط طلوع
|
سلام بچه ها خوبین؟من که اصلا خوب نیستم
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت آی CHRIS دلگیرم ازت
یکی به این بشر بگه برگرده
CHRIS برگرد بدون تو گروه دیگه گروه نیست
نه تنها گروه بلکه تمام ما میخوایم باشی
His name is chris
He is the best singer
He is my life music
He is the best singer after "west life" band
I hope he have a best time after he left the band(us5)
Oh sorry us4
I wish I could believe in something new
Oh please somebody tell me it's not true





عکسارو سیو کنین از نصف بودن در میاد
خواهش میکنم دعا کنین که برگرده
تا بعد بابای


+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 18:52  توسط طلوع
|
به نام آنکه پدران استوار و خستگی ناپذیر را آفرید
سلام چطورید؟دلتون برای مدرسه تنگ شده؟....نه!؟عجب بی معرفتایی به دوست ۹ ماهتون(شایدم ۱۰ یازده ماهه
)پشت کردین؟
میدونم میدونم دعوام نکنین نتونستم این چند روزه آپ کنم بالاخره روزه پدری گفتن شرمنده روی گل همه پدرای خوب مخصوصا بابای خودم
خوب باید بگم مثل آپی که برای روز مادر متن گذاشتم نمیخوام باشه میخوام عکس بذارم.یه جورایی هم میشه گفت مطلبی درخور ابهت پدران پیدا نکردم
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
اول یه دسته گل خوشگل برای باباهامون چطوره؟

و یک گل

اینم از خود بابا



پدر کمک میکنه تا بایستیم>>>>>>>>

اینم دست بابا

اینم شاهکارهای پدرانه


تقلید از پدر

علاقه به پدر

قهر از پدر ولی علاقه همچنان ادامه داره
اما صبر کنین یه شعر پیدا کردم.باباها همیشه باهامون هستن>>>>
Already There
He called her on the road
From a lonely cold hotel room
Just to hear her say I love you one more time
And when he heard the sound
Of the kids laughing in the background
He had to wipe away a tear from his eye
A little voice came on the phone
Said "Daddy when you coming home"
He said the first thing that came to his mind
Chorus
I'm already there
Take a look around
I'm the sunshine in your hair
I'm the shadow on the ground
I'm the whisper in the wind
I'm your imaginary friend
And I know I'm in your prayers
Oh I'm already there
بابا جون دوست دارم یه عالمه 


باباها مواظب خودشون باشن وگرنه دل ما ميشكنه
فعلا بابای
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 17:53  توسط طلوع
|
با یاد و نام او که بزرگوار است
سلام چطورین؟با تابستون و کلاس ها و بیکاریها چه مي كنيد؟
بعد از چند مدت اومدم.چندتا عكس ازjouan ميذارم و اگه شد تو
آپ بعدی سعی میکنم بیوگرافیشون رو هم بذارم البته اگه بخواين



اگه عکسا نصفه هستن save کنید درست میشه
اینم لینک سایت رسمی گروه>>>>>>>>>>>jouan band
نظر هم فراموش نشه
تا آپ بعدی بابای
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 19:59  توسط طلوع
|
به نام آنکه فرشته ای را همراهمان فرستاد
سلام به مادرانی که همان فرشتگانند
روزتان مبارک
سلام حالتون چطوره؟امتحانا چطور بودن؟
و البته از دوست خوبم آتوسا عذز می خوام که از عکسی
که تو وبلاگش گذاشته بود استفاده کردم
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
با عرض پوزش فراوان یه شوخی با مادران گل كه میدونم
به دل نمیگیرید
>>>
خبرگزاري ايسنا اعلام كرد: بهشت از زير پاي مادران به
روي شانه پدران رفت. اين جابجايي زمانيكه پاي مادران
روي شانه پدران بود اتفاق افتاد!
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
بقیه رو گذاشتم توی ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 18:56  توسط طلوع
|
با یاد و نام او
براي ديدن عكس ها به ادامه مطلب بريد
چون حجم زياد بود وبلاگ بطوره كامل باز نميشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:7  توسط طلوع
|
با یاد و نام او
براي ديدن عكس ها به ادامه مطلب بريد
چون حجم زياد بود وبلاگ بطوره كامل باز نميشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:33  توسط طلوع
|
با یاد و نام او
براي ديدن اين پست به ادامه مطلب بريد
چون حجم زياد بود وبلاگ بطوره كامل باز نميشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط طلوع
|
با یاد و نام او
براي ديدن اين پست به ادامه مطلب بريد
چون حجم زياد بود وبلاگ بطوره كامل باز نميشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 19:51  توسط طلوع
|
با یاد و نام او
براي ديدن اين پست به ادامه مطلب بريد
چون حجم زياد بود وبلاگ بطوره كامل باز نميشد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 19:58  توسط طلوع
|